تبليغاتX
آدمای رنگی

آدمای رنگی

مردم ما

دچار یه بحران دوگانگی شدم!

اول باید به دخترا فهموند که گاهی پسرا واقعا قصد دارن آدرس بپرسن یا بدونن ساعت چنده یا اول

به پسرا فهموند که هر دختری ازون دخترا نیست!  

نوشته شده در سه شنبه 1390/09/08ساعت 23:23 توسط حمید| |

یارو اومده دم روزنامه فروشی یه کیهان و یه اطلاعات برداشته میگه:آقا ازین کیهان

دوسه تا دیگه ندارین؟

 

یارو نگاش میکنه...

 

میخنده میگه:واسه شیشه پاک کردن میخوام اگه برگه هاش بیشتر باشه بهتره!!!

آخه کیهان فقط واسه همین کار خوبه!!

 

یکی ازون طرف میخنده میگه آقا نکشی شیشه هارو کثیف تر میکنه!

...

..

چه خوبه سرانه مطالعه بالا میره هی!!!

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/15ساعت 0:6 توسط حمید| |

آیفونو زدن.نوید گوشی رو برداشته ...

کیه؟

درو باز کنید...

شما؟

بیژنم...

خوب برو ژن بگیر چرا در میزنی!!!

نوشته شده در جمعه 1390/06/11ساعت 18:25 توسط حمید| |

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.


بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید
.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم
!


ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند
.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است
.


بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم
.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد



مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست
.


دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید
!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند
.


شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید
.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد
.
نوشته شده در پنجشنبه 1390/06/10ساعت 20:24 توسط حمید| |

 

اي كساني كه ايمان آورده ايد! سر جدتون ، جان مادرتون كاري به كار


 كساني كه ايمان نياورده اند نداشته باشيد.

 

 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از هر کجا آورده‌اید برید بذارید سر جاش .

 

 ای کسانی که ایمان آورده اید..ببرید بذارید سر جاش..صاحابش داره میاد .

 

ای کسانی که ایمان آوردید، زیادتر می آوردید به ما هم می رسید .

 

ای کسانی که ایمان آورده اید، میشه بیشتر توضیح بدید؟

 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بهتر است زندگی کنید .

 

ای کسانی که ایمان آورده اید نمی خواهید بیندیشید به چه ایمان آورده اید؟

 

و در نهایت...
 

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا آنان که با تیغ، ریش می زنند، با


 آنان که با ریش، تیغ می زنند برابرند؟؟؟

 

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/08ساعت 17:32 توسط حمید| |

۱-اول نیسان مره بعد مو بعد هرکی تنست

۲- کاربرد راهنما : جفت راهنما تو عروسی مزنم بقیه موقع ها دستت مدی بیرون از شیشه دستک مزنی اگرم کسی وازم آمد مگی هو یره گوسله نمبینی درم دور مزنم.

۳-چراغ قرمز. ورود ممنوع . دور زدن ممنوع. گردش ممنوع و ایجوری چیزا بری موتور سوارا نیس. موتور سواری که از پیاده رو نتنه بره باید لچک بندزه سر موتورش!

۳-چراغ زرد : یعنی برو دگه فس فس نکو الان قرمز مره

۴-بوق: یواش یعنی نوکر دیی. تک بوق یعنی برسنمت. بوق ممتد یعنی شغال برو کنار نیسان آبی دره میه!

۵-مو نمدنم همی زردایی که وسط خیابون مزرن مگن سرعت گیر یعنی چی که واز ما باید با بچه ها برم شبا یک تیکه ازینار بکنم که لاستیک موتور بتنم رد کنم و گاز کم نکنم.

نوشته شده در جمعه 1390/06/04ساعت 12:37 توسط حمید| |

  طولانیه اماجالبه تا اخر بخونین  

 *شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۰*
*اسلام ناب پورنو گرافی
*
*
*ابراهيم نبوي*
*
*
*من تا بیست سال قبل فکر می کردم اسلام ناب محمدی یک چیزی است شبیه حرفهای دکترشریعتی و کارهای ابوذرغفاری و  *بعدا به این فکر افتادم که شاید این اسلام ناب محمدی که آقای خمینی گفته بود،همان کارهایی بود که خودش در هشت سالی که او رهبر بود و از بازرگان تا موسوی نخست وزیر بودند و هاشمی رئیس مجلس بود و خامنه ای رئیس جمهور بود، انجام میداد و مسلمانان ناب محمدی هم کسانی بودند که آیت الله خمینی آنها را این طرف و
آن طرف منصوب می کرد یا از آنها حمایت می کرد، خدا را شکر اصلاحات شد و جنبش سبز رخ داد و تازه ما فهمیدیم که نخست وزیر اولی مرتد بود و رئیس مجلس دزد بودو نخست وزیر مورد اعتماد خمینی جاسوس بود و قائم مقامش هم شیخ ساده لوح، و تازه بعد از آن فهمیدیم که نه تنها پسرش احمد آقا مساله دار بود و نمی دانم کار واجبی کرد یا چیز واجبی خورد که بالاخره مرحوم شد. و بعد از آن هم فهمیدیم آن نوجوانی که از بچگی پهلوی آقای خمینی می نشست، و می گفتند نوه اش هست، ظاهرا نفوذی استکبار جهانی بود و جاسوس آمریکا که حتی حق نداشت سر قبر پدربزرگش هم حرف بزند. آن یکی نوه اش هم که زهرا اشراقی بود، قیافه اش که شبیه کفار هالیوود بود، شوهرش هم که رضا خاتمی بود، پس از بیخ کارش خراب بود و اصولا کل بنیانگذاران انقلاب و جمهوری اسلامی همه شان حال شان بد بود و اصلا اسلام ناب محمدی نبودند.*
*
*
*این اواخر فکر می کردم که شاید زبانم لال، این هاشمی رفسنجانی که نه تنها
نورچشمی رهبر سابق بود، بلکه خودش رهبر تعیین می کرد، این آقا اسلام ناب محمدی بود، اما دریغ و افسوس که فهمیدم هم خود اکبر آقا، هم زنش، هم مهدی، هم فائزه و فاطمه و الی اخر، همگی تاجر و فاجر بودند و نه تنها مصادیق بارز اسلام ناب محمدی نبودند، بلکه از بیخ دشمن اسلام و عامل فتنه بودند.*
*
*
*بالاخره ما هم کمثل الغریق یتشبث بکل حشیش( معنی اش این نیست که هر کسی غرق شد می رود آمستردام حشیش بار می زند، بلکه این است که آدمی که غرق می شود مثل مغروقین مرحوم بی واچ دستش را به هر طرف می برد تا یک دفعه دیدی " ممه را بقول احمدی نژاد لولو نبرده بود و یک دفعه پاملا اندرسون آدم را نجات داد) گیر دادیم به روشنفکران دینی و خاتمی و فکر کردیم شاید این پاملا اندرسون جمهوری اسلامی، هم ما را نجات بدهد و هم کشتی در حال غرق شدن اسلام را، اما افسوس که همه این داستانها بیراه بود و ما اشتباه می کردیم و معلوم شد خاتمی خودش عامل سی آی ا وانگلیس و فرانسه و بقیه جاها بوده و همه وزرایش هم م ثل خودش و اصلا اصلاحات برای از بین بردن اسلام ناب محمدی بود.*
*
*
*تا اینکه چشم مان به هاله نور آقای احمدی نژاد روشن شد و تازه فهمیدیم بقول
مهران مدیری سابق "ایننننننه" و اسلام ناب محمدی یعنی همین احمدی نژاد و رحیمی و مشائی و اژه ای و خامنه ای و طائب و ده نمکی و اصولا تا وقتی یک کودتایی چیزی صورت نگیرد، اسلام ناب آمریکایی که سی سال مملکت را به باد داده بود، از بین نمی رود و اسلام ناب محمدی ظهور نمی کند.*
*
*
*البته اینها وجه اثباتی قضیه نیست، نفیا این خبرهاست و مطالعه جمهوری اسلامی
نشان می دهد که اصولا اسلام ناب محمدی، یک چیزی است که قبلا نبوده، حداقل اگر هم بوده، کسی به ما نشانش نداده و اصولا یواشکی باید در مورد آن حرف زد و همان چیزی است که پدر و مادرمان می گفتند، بچه خوب این کارها را نمی کند.*
*
*
*البته، من الآن حالم خراب است که این چیزها را دارم می نویسم، یعنی راستش را
بخواهید، دو روز است هر کسی می گوید " یاعلی" یاد چیزهای خاصی می افتم که حتی نمی توانم اسمش را ببرم. نه اینکه خدای ناکرده من با حضرت علی مخالف باشم، حتی ممکن است خودم هم وقتی به دنیا آمده بودم یک دده دودویی کرده باشم و حرفی زده باشم و منظورم این باشد که "هر کسی که محمد مولای اوست، علی هم مولای اوست" خب، بچه ها که نمی توانند درست حرف بزنند، همه چیز را یک جور دیگر می گویند، عاقلان باید بفهمند که منظور چیست. آدم باید عاقل یا عاقله یا قابله یا والده باشد تا زبان بچه را بفهمد، آن هم بچه ای که وقتی شصت سالش شد تازه یواش یواش دارد مجتهد می شود، خوب طول می کشد تا حرف ها را درست بزند.*
*
*
*قصه آن قاضی را شنیده بودید که از مردی علت تجاوز به عنف را پرسید و او با
حرکت دست خود علت را نشان داد، و قاضی بیچاره تا سال ها نمی توانست نماز بخواند چون تا دستش را به حالت قنوت کنار هم می نهاد یا علت تجاوز آن متهم می افتاد.به همین علت هم دستور داد آن فاجر را نه فقط به جرم تجاوز به عنف بلکه به علت گناهی که کرده و او را هم مرتکب گناه کرده و از نماز بازداشته مجازات کنند.*
*
*
**
*
*
*حالا ما فهمیده ایم اسلام ناب محمدی یک همچین چیزی است، یعنی یک صمیمیتی بین رهبر و ملت باشد که دائم به این موضوع یعنی به دنیا آمدن رهبر و لحظه تولد و نوع تولد فکر کنند. البته این رشته سر دراز دارد، یعنی واقعا اگر اینقدر دراز نبود، باز می شد فراموش کرد، ولی فکر کنید به همین آقای تاجیک که یکی دیگر از مصادیق بارز اسلام ناب محمدی هستند، فکر کنید، در این سی و دو سال کجا سابقه داشت یک آقایی روز روشن، در نزدیکی یک زیارتگاه، به دختر یک مجتهد بگوید "فاحشه" و بعد هم از حرف خودش دفاع کند و به پدرش هم بگوید " یابو" به نظرم
اینها هم علائم ظهور است و هم نشانه های اسلام ناب محمدی، وگرنه علامت از این
مشخص تر چه می خواهید؟  این از ماجرای زایمان مادر رهبری و این هم از دختر رئیس شورای تشخیص مصلحت، چه انتظاری دارید می خواهید ظهور نکند. تا همین الان هم نکرده مطمئن باشید نیروی محافظ پاستور بهش اذن دخول نداده وگرنه ... بعله.*
*
*
*البته، شاید بگوئید که یک قابله و یک آدم دیوانه ملاک اسلامیت نیست، ملاک اسلامیت ما وعاظ و نوحه خوانانی هستند که مواظب هستند تا بیمه سید الشهدا که سالها قبل امام فرمودند اسلام را سیدالشهدا بیمه کرد، باطل نشود. همین وعاظ
هستند که مواظب اسلام ناب محمدی هستند، وگرنه تا حالا صد بار باد برده بود آن
را و همه مان بی سروسامان می شدیم. مثلا همین آقای حدادیان، که رهبر معظم
انقلاب که از همان زمانی که روی خشت افتاد، فرمود یاعلی، خیلی هوایش را دارد،
در یک سخنرانی رسمی، نه در مجلس شوخی و در محل بازی و در توالت دبیرستان،  وسط مسجد، بالای منبر، اعلام کرد که آقای مشائی، معاون و مراد آقای رئیس جمهور، آلت رجولیت ایشان است. و پیشنهاد کرد که لااقل یک برگ انجیری چیزی جلوی آن گذاشته شود که همه مردم  ناموس رئیس جمهورمان را نبینند. حالا، بدبختی ما شده سه تا، یکی قنوت، یکی یا علی، یکی مشائی، یعنی تا آقای مشائی را می بینیم، فورا تصور می کنیم آقای احمدی نژاد تازه از بالای درخت آمده پائین، برگ انجیرش هم به دلیل کمبود یارانه برای درست کردن دلمه مورد استفاده قرار گرفته و حالا ما داریم مقادیری اشیای نباید  رویت می کنیم، اگر فقط این چیزها هم بود، قابل تحمل بود، ولی کلا تصور این قضایا ذهن آدم را خراب می کند.*
*
*
*حالا متوجه شدید که منظور از اسلام ناب محمدی که 32 سال است، واژه اش تکرار می شود، ولی این ملت معنی آن را نمی فهمد، یعنی چه؟ وقتی رئیس جمهور وسط هزار تا آدم که ساندیس های شان را خورده و دارند کیک شان را سق می زنند، می گوید " آن ممه را لولو برد" انتظار دارید که ما وقتی خبرهای سیاسی را می خوانیم، تصاویر پورنوگرافیک پیدا نکنیم. حالا هی به ما بگوئید فاسد، هی به خودتان بگوئید اسلام ناب محمدی. هی از ما انتظار داشته باشید یک کلمه هم از پاملا اندرسون و مرحومه آنا نیکول اسمیت و اعاظم دیگر اسم نبریم، باز تا وقتی " ممه را لولو نبرده بود"
می شد یک جوری فیلترش کرد، حالا مگر لولو به این سادگی کوتاه می آید؟ مشکل یکی دو تا نیست، وقتی شریعتمداری به نماینده های مجلس می گوید گاو و به مجلس می گوید طویله، وقتی رئیس جمهور به مردم می گوید بزغاله، وقتی دلار می شود کاغذ پاره، وقتی ناوگان های آمریکا بقول سردار نقدی لگنی بیش نیستند، وقتی آقای جواد لاریجانی که بالاخره هیچی نباشد، دکترایش تقلبی نیست، به اوباما می گوید
کاکاسیاه، تازه داریم می فهمیم که اسلام ناب محمدی چیست. به نظر من فیلتر کردن سایت های سکسی هیچ فایده ای ندارد، چون تا وقتی اسلام ناب محمدی هست، وقتی که وارد سایت شیعه نیوز هم می شویم، انگار که وارد استریپ بار یا اتاق زایمان شدیم. به نظر شما ما مشکل داریم، یا اصولا اگر یک جور دیگر حرف بزنند بهتر است؟
*
*
*
*البته یادتان باشد که رییس جمهور محترم دکتر اردانی امروز فرموده اند ما به
دشمنانمان هم حق نداریم سخن درشت بگوئیم و افترا بزنیم. بابا یکی مرا از دست
خودم نجات بدهد. این سنگ پا از کجا افتاد در سرما.*

پانوشت: امام جمعه قم مدعی شده از خواهر ناتنی آقا شنیده موقع بدنیا اومدن ایشون قابله صدای یا علی آقارو شنیده و جواب داده علی نگهدارت!! یعنی یه چیزی تو مایه های حضرت عیسی(ع) منتهی اقا لحظه تولد گفته و پیامبر اولوالعزم خدا یه کم بعدتر تو گهواره شهادت به بیگناهی مریم مقدس داده!

پانوشت۲: آقای حدادی مشایی رو به چیز... آقای احمدی نژاد تشبیه کرده و ازش خواسته مشاییشو با برگ انجیر استتار کنه.

نوشته شده در دوشنبه 1390/02/12ساعت 22:7 توسط حمید| |

6 پارادوکس ایرانی

۱-هيچ کس کار نمی کند، اما تمام برنامه ها کامل اجرا می شود.

۲-تمام برنامه ها اجرا می شود، اما بازار راکد است.

۳-بازار راکد است، اما هيچ کس گرسنه نيست.

۴- هيچ کس گرسنه نيست، اما همه نا خوشنودند.

۵-همه ناخوشنودند، اما هيچ کس شکايتی ندارد.

۶-هيچ کس شکايتی ندارد، اما زندان ها پر است.

نوشته شده در جمعه 1390/01/26ساعت 17:36 توسط حمید| |

قیافش تابلو بود.  سر ۴ راه مهدی سوار شد یه کم وایستاد  و دور برو نگا کرد... نزدیکیای فردوسی یه دفعه صداشو برد بالا: خواهرا برادرا!!!

۳تا بچه دارم زنم مریضه....امروز تازه از زندان دراومدم  دستم خالیه میخوام برم شهرستان یه اقایی بکنید...

یکی زل زد بهش: آخه مردک زندانیارو عصر آزاد میکنن...بهشون اندازه سفر پول میدن...کف دستشونم مهر آزادی داره ...توکه پول نداری چرا وینستون می کشی... قیافتم که زار میزنه تازه این حرفارو ۳روز پیش تو خط قاسم آباد میگفتی .. بعدم تو که از زندان داری میای و داری میری ترمینال تو خط مصلی چکار میکنی!!!؟

ککشم نگزید پیاده شد اما تصمیم گرفت چشاشو بیشتر باز کنه و اشتباهاتشو جبران کنه...

سال همت مضاعف بود...!

نوشته شده در یکشنبه 1390/01/21ساعت 0:44 توسط حمید| |








ما دلمان می خواست در آینده دکتر شویم و متخصص بدن انسان بشویم و همه ی مریض ها

را درمان کنیم. ما تا حالا شکم چند تا قورباغه را هم عمل کرده ایم و اصلن از
خون نمی ترسیم اما برادرمان یک روز به ما گفت: «چون تو خوش خط هستی، پس نمی
توانی دکتر خوبی شوی.» و بعد هم گفت: «اگر دکتر شوی، ممکن است هنگام تشخیص علت
مرگ یک نفر که در بازداشتگاه فوت کرده، خودت هم ناگهان خودکشی شوی.» ما منظور
برادرمان را نفهمیدیم اما توی فیلم ها هم دیدیم که خیلی از دکترها ساختمان می
ساختند. بنابراین ما تصمیم گرفتیم که مهندس شویم تا ساختمان ها را محکم تر
بسازیم و بعد پول دار شویم، اما برادر بزرگ ترمان که خودش چند سال پیش مهندس
شده، هنوز پولدار نشده است. او به ما گفت که این روزها هر پاره آجر را هم که
بلند کنی یک مهندس از زیرش می پرد بیرون و بعد درخت ازگیل توی حیاط را نشان مان
داد و گفت: «همین درخت را اگر الان تکان دهی دست کم بیست سی تا مهندس ازش پایین
می ریزد.» برادر ما معتقد است هرکس که توی کوچه و خیابان به چشم می خورد مهندس
است، مگر آن که خلافش ثابت شود. برای همین است که همه همدیگر را مهندس صدا می
زنند. ما این ها را نمی دانیم، اما خلبان شدن را هم خیلی دوست داریم و هنگامی
که برادران رایت موفق شدند پرواز کنند، ما در پوست خود نمی گنجیدیم اما الان،
هربار که اخبار را گوش می کنیم یک هواپیما سقوط می کند و همیشه هم مقصر اصلی
خلبان است و ما نمی دانیم چرا تقریبن خیلی از خلبان ها اسم شان توپولوف است. ما
همچنین خیلی دوست داشتیم که دانشجو شویم اما برادرمان که قبلن دانشجو بود به ما
گفت که دانشجوها نمی توانند حرف شان را به مسئولان بفهمانند و زمانی که موفق به
فهماندن آن می شوند، بلافاصله کتک می خورند و بعد به زندان می افتند. بنابراین
ما چون به فوتبال علاقه مند هستیم و دوست داریم یک روز به برنامه ی نود برویم و
در آن جا بین صفر تا یک میلیون، چندتا عدد را انتخاب کنیم، تصیمیم گرفتیم داور
فوتبال شویم. زیرا داورها با سوت همه کار می کنند و خیلی کیف می کنند. اما چند
وقت پیش در استادیوم دیدیم که تماشاچی ها با داور و شیر سماور جمله می ساختند و
بلند بلند فریاد می زدند و داور قرمز می شد. بعد تماشاچی ها با داور و توپ و
تانک و فشفشه جمله می ساختند و داور خیلی عصبانی می شد. بدین ترتیب ما دل مان
تقریبن خیلی برای داور سوخت. ما هم چنین خیلی دوست داریم که نویسنده شویم و آدم
معروفی بشویم اما برادرمان می گوید: «دراین مملکت اگر شکار لک لک شغل شد،
نویسندگی هم شغل می شود.» ما منظور برادرمان را اصلن نفهمیدیم. او می گوید که
یک نویسنده برای این که معروف شود، یا باید بمیرد یا به زندان بیفتد. ما دیگر
خیلی خسته شدیم و نمی دانستیم که چه کاره شویم، در نتیجه از برادرمان پرسیدیم:
«پس من چه کاره بشوم؟» برادرمان گفت: «نمی دانم، اما سعی کن کاری را انتخاب کنی
که همیشه تک باشی و معروف شوی و هیچ وقت در هیچ موردی مقصر اصلی نباشی و کسی هم
جگر نکند بگويد كه بالاي چشمت ابروست و بلند بلند با اسمت جمله بسازد.»



و ما تصمیم گرفتیم كه رییس جمهور شویم.

این بود انشای من

نوشته شده در چهارشنبه 1390/01/17ساعت 16:20 توسط حمید| |

کارت ملیم گم شده خانومه اداره پست میگه دو تومن بده دنبالش بگردیم اگه پیدا شد سه و پونصد بده تا بدیمش!!

مملکته داریم!

دختره دانشجویه. واسه تفریح زنگ مردمو میزنه در میره..!

تفریحه داریم!

یارو از فرعی اومده زده مارو له کرده میگه : دو سال تخفیف دارم میشه از بیمه شما استفاده کنیم کروکی نکشیم!

ملته داریم!

تیتر پرخواننده خبرگزاری آبکی پرس:روسری خبرنگاره از سرش افتاده رییس مملکت چیزی نگفته.

مشکله داریم!

بزرگترین قاچاقچی سوخت کشور بعد محکومیت از کشور در رفت.در ضمن یارو کارافرین نمونه  جشنواره پنجم کارافرینی هم شده و از دکتر جایزه هم گرفته. یه۲۰ میلیارد بدهی بانکی داشته ۱۶ میلیارد جریمه شده ۱۳۰ میلیون لیترم قاچاق کرده!!!

دادگاهه داریم!

چهارشنبه سوری میگن مرکز شهر هرکی فروشگاش باز باشه پلمپش میکنیم.

امنیته داریم!

بعد عید پنجشنبه هام مدارس تعطیله.

تعطیلیه داریم!

قطار شهری :بلیت ۳۰۰ ساعت کار ۹ صبح تا ۴ عصر . مدت اجرای پروزه ۱۸ سال!! البته شهردار میگه ۵ ساله! قطارا چینی. بیلبوردای تبلیغاتی: لحظه شماری تا افتتاح حماسه ملی به چه گندگی. خجالتم بد نیست.

شهرداره داریم!

...

..

در نهایت:

همه چی آرومه من چقد...

نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/26ساعت 16:13 توسط حمید| |

با سلام و درود بر روح پر فتوح رهبر کبیر انقلاب وررهبر فرزانه و سومین و چهارمین رهبران ایران و پس از خواندن سوره بقره.

اهم اخبار امشب را به سمع و نظر شما می رسانیم:

دو هزار و هفتصدو چهل و دومین قطعنامه سازمان ملل بر ضد برنامه صلح امیز هسته ای ایران با اکثریت ارا  به تصویب رسید. بر طبق این قطعنامه دیوار کشیده شده به دور ایران ۵ متر بلندتر خواهد شد و از ورود ابرهای باران زا هم به ایران ممانعت خواهد شد!. ارتفاع دیوار دور ایران اکنون ۲۵۴ متر است.

شرکت ایران خودرو اعلام کرد مدل جدید پژو ۴۰۵ بانامGLX-RDPK-M44WXYZ-SX1600PF2 به زودی راهی بازار می شود. این مدل جدید دارای چراغ های جلوی پیکان آردی و چراغ عقب بنز است. آنتن آن هم در مقایسه با مدل قبلی ۵ سانت بلندتر است. قیمت این مدل ۶۲ میلیون تومان از مدل قبلی گرانتر است.

احمد محمودی نژاد رییس کل مملکت اعلام کرد یارانه این ماه ۲ هزار تومان از ماه قبل بیشتر است. این خبر موج شادی را به میان مردم آورد و مردم تا پاسد ازشب به جشن و پایکوبی پرداختند.

روسای جمهوری های اسلامی ایتالیا فرانسه و سوییس نگرانی خود را از عدم اجرای کامل قوانین اسلام در ایران اعلام و خواهان مجازات شدید بد حجابان شدند. بد حجابها طبق قانون به ۶۲ سال حبس و ۷۴ میلیون تومان جریمه محکوم می شوند.

آیت ا..() رییس قوه قضاییه اعلام کرد مجوز دایر کردن سالن دنس اسلامی با پرداخت عوارض رهبری بلا مانع است. ایشان در مراسم افتتاح خط تولید ۶ کارخانه تولید مشروب اسلامی از اعطای وام برای ساخت ۱۲ استخر مختلط اسلامی نیز خبر داد.

یک ساعت دیگر با خبرهای تازه تر با شماییم...

نوشته شده در شنبه 1389/12/21ساعت 23:35 توسط حمید| |

نوشته شده در جمعه 1389/12/20ساعت 1:28 توسط حمید| |

تو روستای ما چندین سال قبل از هدفمند شدن یارانه ها یه مش صفدر بود که ۲ تا گاو داشت. یکی از گاوا خیلی لاغر و تکیده بود. مش صفدر یه فکر بکر کردو تصمیم گرفت گاو رو بفروشه اما قبلش زیر پوست پای گاو بدبختو سوراخ کرد و با یه تلمبه بادش کرد!!!

مش صفدر گاو رو با قیمت خوبی تو بازار شهر به یه غریبه فروخت و بعد هم با افتخار تجربه شو واسه بقیه تعریف کرد. یکی دو نفر دیگه هم اینکارو کردن و سود خوبی داشت.

یه روز شاغلام هم تصمیم گرفت تجربه مش صفدرو تکرار کنه ... گاوو بادش کرد اما همون روز یه کاری براش پیش اومد و نتونست بره شهر .باد گاو خالی شد و شاغلام بعد دو روز دوباره گاوو باد کرد اما گاو بدبخت تو راه شهر مرد.

چند سال طول کشید تا شاغلام کمر راست کرد.

وقتی اینارو واسه یکی از دوستای پزشکم تعریف کردم گفت: اون گاوای دیگه هم که زنده موندن اگه خوردن گوشتشون باعث مرگ کسی نشده حتما باعث مسمومیت شدیدشون شده!!!

مردم خاورمیانه هم جوگیر شدن و هی باد میکنن... هی باد میکنن....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/12ساعت 21:59 توسط حمید| |

میگن اگه ما تحت خروسو چرب کنی و وازلین و گریس بمالی دیگه نمیخونه. بعد چند وقت اگرم چربش نکنی دیگه جسارت خوندن رو نداره و یادش میره بخونه.

ایرانی هر وقت یادش اومد بخونه ماتحتش چرب شد... یه بار کودتا یه بار زندان یه بار شکنجه یه بار جنگ یه بار یارانه ....

میترسم جسارت خوندنو ازمون بگیرن. یادمون بره چطور میشه خوند.

یادمون نره ما واسه بعضی ها خس وخاشاکیم وبس...

نوشته شده در دوشنبه 1389/12/09ساعت 0:53 توسط حمید| |

مدتی بود می خواستم خم شوم تا نیمی از خودم را بپوشانم اما نشد...

بعضی ها تمام خودشان را می پوشانند و می روند نمیدانم چطور...

قصد دارم بلند شوم تا باشم مثل آنهایی که رفتند تا باشند!!!

نوشته شده در چهارشنبه 1389/11/27ساعت 0:10 توسط حمید| |

آنجا که نمی گذرد زمان

پشت نگاه آدمیان

آنجا که عقربه جهل

روی ساعت فقر بیتوته کرده است.

آنجا که چناران خیابان

از دروغ های بی شمار شاخ درآورده اند!

آنجا که حاکمان

زلف خویش را

بر بادهای عربده کش گره زده اند.

آنجا که زمین سبز ماست

اما دریده اند

با خنجرهای کین

هزار حنجره ی عاشق

هزار گلوی پرصدا!

آنجا که خفته اند در گورهای تنگ

صدها شهید

صدها ندا واشکان وسهراب ومصطفی

آنجا که بهاربی صدا طلوع میکند

برسفره های تهی

آنجا که زمستان رفت وروسیا ست!

باند پلید وخونخوار کودتا!

(منبع:جرس)

نوشته شده در دوشنبه 1388/12/24ساعت 11:45 توسط حمید| |

این چند نفر...

يه روز دو نفر مشغول كار بودن . يه نفر يه گودال مي كند و نفر دوم از پشت سر بلافاصاله گودالو پر مي كرد. واسه يه رهگذر سوال پيش اومد پرسيد: شما مشغول چه كاري هستين؟ آقاهه گفت ما سه نفر بوديم. نفر اول گودال مي كند نفر دوم لوله مي كشيد نفر سوم گودال رو پر مي كرد حالا اون دوميه نيومده دليل نمي شه كه ما كارمونو انجام نديم!!!

يكي از اون كشورايي كه ما اگه بگيريمش با دندون تيكه پارش ميكنيم ( البته دولتشو نه ملتشو)!! وزير اقتصاد نداره اما مي خواد سه سوته اقتصادشو متحول كنه . دليل نميشه كه آخه طرح كه دارن فقط آدم ندارن!!

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/10ساعت 21:8 توسط حمید| |

 من بی گناهم...!

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال

 آن را يك سال در نظر بگيريم! در اينصورت كره زمين مان فرد ۴۶ ساله خواهد بود.

هيچ اطلاعی در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و درباره سالهای مياني زندگی او نيز اطلاعات

 كم و بيش پراكنده ای داريم. اما اين را می‌دانيم كه در سن ۴۲ سالگی، گياهان و جنگلها پديدار شده و

 شروع به رشد و نمو کردند . اثری از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود

.
يعني زمين آنها را در سن ۴۵ سالگی به چشم خود ديد و تقريبا ۸ ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.

 در اوايل هفته پيش ميمونهای آدم نما به آدمهای ميمون نما تبديل شدند و آخر هفته گذشته دوران

 يخ سراسر زمين را فرا گرفت.


انسان جديد فقط حدود ۴ ساعت روي زمين بوده و طی همين يك ساعت گذشته كشاورزی را كشف

 كرده است. بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتی نمی‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه

 چه بلائی بر سر اين بيچاره‌ی ۴۶ ساله آورده است.


او طي ۴۰ دقيقه بيولوژيكی، از اين بهشت يك آشغالدانی كامل ساخته است . او خودش را به نسبتهای

 سرسام آوری زياد كرده، و نسل ۵۰۰ خانواده از جانداران را منقرض كرده است.


سوختهای اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است.


و الان مثل كودكی معصوم و بی تقصير ايستاده و به اين حمله‌ی برق آسا نگاه می‌كند ...!

نوشته شده در سه شنبه 1387/05/01ساعت 8:30 توسط حمید| |

جمال و لوبیای سحر آمیز...

 

سالها پیش جمال(همان جک قدیم) در نقطه ای محروم(قبل از آغاز سفرهای دوره ای رِِییس جمهور!) به همراه مادر پیرش زندگی میکرد. یک روز مادر جمال افتاد ودر اثر پوکی استخوان  لگن پایش شکست. . دکترها برای خرج عکس وگچ ودارو و زیر میزی و... کلی هزینه طلب کردندو جمال هم که درمانده شده بود گاو پیر و از کار افتاده شان را که هر روز لاغرتر از دیروز میشد به بازار برد تا بفروشد و کاسب های خوش انصاف هم که فهمیدند از سر ناچاری تصمیم به فروش گرفته هر کدام عیبی گذاشتند و آخر هم گاو بیچاره را بز خر کردند و گاو را به یک لوبیا خریدند!

جمال لوبیا را به خانه آورد و آن را کاشت و سرگرم تماشای برنامه نود شد!

صبح که بیدار شد درختی از اینجا تا ثریا توی حیاط در آمده  بود.جمال از ساقه لوبیا بالا رفت تا ببیند به کجا میرسد... سرانجام پس از عبور از 7 آسمان قصر بزرگی را دید که شباهت زیادی به قصر آقا غوله داشت ومرغی شبیه مرغ تخم طلا هم در آن نزدیکی میچرید! جمال دنبال مرغ کرد تا  بگیره و برای درمان مادر پیرش از تخمای طلاش استفاده کنه که ناگهان آقا غوله سر رسید و جمال بیچاره رو گرفت توی مشتش! جمال به التماس وگه خوردن !افتاد و از آقا غوله خواهش میکرد : اونو آزار و اذیت نکنه. آقا غوله که بهش برخورده بود گفت نکنه منظورت از آزار واذیت اونیه که تو صفحه حوادث روزنامه ها مینویسن! جمال با خجالت گفت نه آقا غوله.

آقا غوله که آدم متمدنی بود جمال رو ول کردو ازش پرسید بچه مگه مرض داری داری دنبال مرغ مردم میکنی ؟ اگه بیفتی و دست و پات بشکنه که صد تا ننه بابا برات پیدا میشه اما حالا ولت کردن تو کوچه واسه خودت قل بخوری بزرگ شی!!

جمال بیچاره که گریش گرفته بود قصه مادر پیرشو واسه غوله تعریف کرد غول بنده خدا کلی متاسف شد و اشکش دراومد. بعدم شروع کرد از مادر پیر خودش گفت و از الزایمرش وکمر دردو رماتیسم و ورم معده و...

جمال که دوزاریش افتاده بود این غوله از اون غولای خارجی تو کتاب قصه نیست بعد کلی همدردی  از غوله جدا شد و ازهمون ساقه ای که بالا اومده بود پایین رفت و شروع به بریدن ساقه کردو هیزمشو برد بازارو مادرشو که درمون کرد هیچی  یه کارگاه چوب بری و مبل سازی هم راه انداخت.

از مادر جمالم بشنوید که بعد درمون به رشته پرش ارتفاع رو آوردو تو همین مسابقات بانوان خودمونم تو غرب آسیا در حالی که خبرنگارای خارجی از حجابش انگشت به دهن مونده بودن(با چادر٬ مقنعه و مانتو شلوار و پوشیه) به مقام اول و کاپ قهرمانی رسیدو الانم تو اردوی دبی واسه قهرمانی آسیا آماده میشه.

آره اگه عوض دنبال مرغ تخم طلا دزدیدن ٬ دنبال نون بازوی خودت بودی شاید تو هم مثل آقا جمال الان یه پرادوی نقره ای 2008  زیر پات بود!!!!

 

 

نوشته شده در شنبه 1387/04/15ساعت 8:18 توسط حمید| |

Design By : Night Melody